تبليغاتX
مکتوب

مکتوب

خط های شکسته ی به هم پیوسته

شدند رگ های تن من !


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:17 توسط بیتا |


تاریکی هایش را سکوت پنداشتم 

به سراغم نیامد ...


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:16 توسط بیتا |


دست هایم را با گچ سفید کردم ,

دیده نشدند .


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:12 توسط بیتا |


ساختمش , بی آن که بدانم وجود دارد ...


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:10 توسط بیتا |


کفش هایم بندی است , می دانستی؟



+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:7 توسط بیتا |


رگ هایم بعد از لب هایم رنگ گرفتند ,

پیش تر ناخن هایم قرمز بودند ,

هنوز دندان هایم سفید بود .


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:3 توسط بیتا |


تلخی هایش هجوم نقطه هایم شد 


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 12:1 توسط بیتا |


چوبی هایم را موریانه خورد

خودم را خودم .


+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 11:59 توسط بیتا |


پاک کن هایم کثیف شدند  ,  مدادهایم تمام ! همین .



+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 11:52 توسط بیتا |


کدهای سیاه و سفید

بارکدهای سیاه

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388 11:22 توسط بیتا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387



قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin